یک تقاضا از همه دوستان

January 25, 2009

سلام به همه دوستان عزیزم عزیزان من این چند روز که وبلاگ را آپدیت نکردم ، به ایتن علت بوده که میهخواستم از شما خواهش کنم لطفا مطلبی که براتون اهمت داره را بفرمائید تا من در موردش توضیح بدهم.

تا حالا که کسی در خواستی نداشته منتظر هستم

موفق باشید

مهمترین شرط پرونده های مهاجرت به شیوه ازدواج

January 19, 2009

سلام به همه دوستان عزیز

دوستان در این قسمت میخواهم به مهمترین شرط در پرونده های مهاجرت به شیوه ازدواج اشاره کنم. حتما بعد از ازدواج فردی که داری اقامت در کانادا هست باید در طول مدتی که پرونده برای همسرشون در دست اقدام است در کانادا باشند. این یک ضرورت است و حتما باید انجام بشه

میدونم که برای یک عروس و داماد جوان خیلی سخت است که بخواهند سریع پس از ازدواج ا زهم دور بشند ولی خوب باید 6 ماهی تحمل کنید

درضمن میخواهم ادامه مطالبم را بر اساس نیازهای شما بنویسم. پس هر سوال ، ایده یا نظری به فکرتون میرسه لطفا مطرح بفرمائید

خدا نگهدار

مهاجرت پس از ازدواج – قسمت سوم

January 18, 2009

سلام به همه دوستان عزیزم

در ادامه مطالب قبلی در خصوص مجموعه اقدامات لازم برای اخذ اقامت سریع و بی دردسر کانادا، در این قسمت میخواهم بپردازم به مجموعه سوالاتی  و اقداماتی که باید پس از ازدواج انجام بشه و معمولا چون این نکات ساده به نظر میرسند کسی زیاد به آنها توجه نمیکنه و در روند پرونده دچار مشکل میشوند

یک سری نکات که جنبه کلی دارند و احتمالا همه شما به آنها واقفید. مثل ترجمه سند ازدواج ، شناسنامه ها و ….و پر کردن فرمهای اداره مهاجرتی. من قصدم تکرار این مطالب نمی باشد .اول اینکه شما باید یک آلبوم عکسهای مختلف از خودتون از مراحل مختلف ازدواج و آشنائی و … بفرستید. توجه کنید که اونها با مراسم ما کاملا آشنا هستند و می دانند که ما مراسمی مثل بله برون ، پاتختی و جشن عروسی مفصل و ….داریم. سعی کنید از کل مراحلی که با هم بودید – مثلا در زمان دانشجوئی به کوه رفتید- از جشن عروسیتون، بخصوص عکسهائی که نشون دهنده تعداد زیاد مهمانها باشند تهیه و در قالب یک مجموعه با یک توضیح مختصر در مورد هر عکس ارسال کنید. این آلبوم خیلی خیلی مهم است

برای محکم کاری فاکتور هزینه هائی که برای عروسی کردید مثل هزینه های جشن عروسی و خرید حلقه و …. را ترجمه شده به همراه سایر مدارک ارسال کنید

از نوشتن در حد سناریوی 2 صفحه ای در مورد نحوه آشنائی خودتون و اینکه چطور رابطه شما به ازدواج ختم شد غفلت نکنید

دقت کنید که شماها مجبور هستید به خیلی از سولات مهاجرتی در فرمهای اداره مهاجرت پاسخ دقیق دهید. از جمله این سوالات این است که شما اولین بار کی با هم آشنا شدید؟ چرا تصمیم به ازدواج گرفتیتد ؟ اولین کادوئی که به هم دادید چی بوده ؟ …..تا این سوال که در جشن عروسیتون چه تعداد مهمان داشتید و ماه عسل چیکار کردید؟

دقت کنید که هدف تمام این سوالات و مطالبی که بهتر است همراه پرونده شما ارسال بشه اثبات این موضوع به اداره مهاجرت است که ازدواج شما صرفا برای اخذ اقامت نبوده و بر اساس یک علاقه و بصورت واقعی شکل گرفته . ممنون میشم نقطه نظرات خودتون را بفرمائید و در حد توان پاسخگوی سوالات شما هستم

دست حق نگهدار شما

مهاجرت پس از ازدواج – قسمت دوم

January 17, 2009

سلام به همه دوستان عزیز و خصوصا کسانی که درگیر کارهای مهاجرتی هستند

در ادامه مبحث قبلی ، می خواستن در این پست با جزئیات بیشتری مراحل مهاجرتی به شیوه ازدواج راتشریح کنم. اولین گام برای اینکه شما بتوانید اقدام کنید این است که باید ازدواج قانونی کرده باشید. پرونده های مهاجرتی در صورتیکه بدون مشکل و علامت سوال باشن اکثرا در مدت زمانی کمتر از 6 ماه به نتیجه میرسند. حتما این سوال برای شما پیش میاد که اشکال یعنی چی؟

خوب در همین مقدمه ، باید بگم که هر ازدواجی از دید دولت کانادا ازدواج مطلوبی محسوب نمیشه. شما باید در طول پرونده مهاجرتی خود همیشه این موضوع مد نظرتون باشه که هر کاری که میکنید باید هیچ علامت سوال در ذهن اداره مهاجرت ایجاد نکنید . در مورد موضوع ازدواج، ازدواجهای که یک روزه شکل گرفته ، از راه دور و …. اقداماتی هستند که در روند پرونده مهاجرت ایجاد مشکل می کند. و نتیجه اینکه شاید شما مجبور به مصاحبه ، ارسال مدارک بیشتر و … بشید

اول اینکه شما باید همراه پرونده مهاجرتیتون در حد 2 صفحه یک سناریو از روند آشنائیتون و اینکه چطور تصمیم به ازدواج گرفتیتد بفرستید. این موضوع خیلی ساده و در عین حال بسیار مهم است. سعی کنید مطالبی که مینوسید ترکیب 2 عامل اخصاص و منطق باشه. صرفا به یکی از این 2 مورد تکیه نکنید.شما باید بتوانید اداره مهاجرت را قانع کنید که هدفتان از این ازدواج صرفا گرفتن اقامت نمیباشد. و این کار بوسیله همین 2 صفحه نامه انجا م میشه

منتظر دیدن و شنیدن نظرات شما هستم. هر سوالی هم که داشتین بفرمائید

دست حق نگهدارتون

مهاجرت پس از ازدواج

January 15, 2009

سلام دوستای من

امروز یکی از مهمترین و در عین حال سختترین مراحل مهاجرت پس از ازدواج را براتون شرح میدهم. علت اصلی سختیش هم این است که باید عروس خانم و آقا داماد پس از ازدواج مدتی از هم دور باشند.در مهاجرت به شیوه ازدواج زمان انجام فرایند خیلی سریع است. یعنی حداکثر 6 ماه. منتهی فلسفه این سرعت هم این است که از نظر دولت کانادا درست نیست اعضای یک خانواده برای مدت طولانی از هم دور باشند. پس سریع کارتون  انجام میشه. منتهی فردی که می خواهد اسپانسر بشه باید در طول مدت انجام کارها در کانادا باشه. یعنی پس از ازدواج باید دوباره برگرده کانادا و کارخای انتقال همسر را از اونجا انجام بده. این تیکش که پس از مدت کوتاهی بعد از جشن عروسی خانم و آقا باید از هم جدا بشن خیلی سخت است. ولی خوب یک راه هائی هم هست که تو پستهای آینده بهش می پردازم

منتظر شنیدن نظرات همه شما هستم

دست حق نگهدارتون

برای مهاجرت پس از ازدواج چیکار کردم؟ قسمت اول

January 14, 2009

سلام به همه دوستان عزیزم

خوب من می خواهم تو چند پست آینده در مورد نکات ویژه مهاجرت به این شیوه پاسخ توضیح بدهم. من فکر می کنم که اکثر شماها که قصد انجام این شیوه مهاجرتی را دارید با اقدامات اداری اون آشنا هستید و اگر یک سری ریزه کاریها را یاد بگیرید خودتون هم میتوانید با دانلود فرمهای سفارت از سایت اداره مهاجرا کانادا و بدون نیاز به وکیل اقدام کنید.و در صورت انجام درست مارها در زمانی کمتر از 6 ماه در کانادا خواهید بود

طبیعتا نقطه شروع کارهای مهاجرتی شما پس از عقد رسمی و قانونی شروع خواهد شد. نامزدی و … این جور چیزها کمکی به شما نمی کنه و در ثانی نکته بسیار بسیار مهم این است که همسر شما که قصد اسپانسر نمودن شما را دارد حتما ، تاکید می کنم حتما باید یک بار در کانادا لند کرده باشه و کارت خود را گرفته باشه. یعنی شما باید با یک نفر که مقیم کانادا هست ازدواج کنید نه با کسی که در حال مهاجرت میباشد.این شروع کار است. در ضمن در صورتیکه پرونده شما شامل 2 نفر باشه و بچه نداشته باشید، هیچگونه شرایط مالی خاصی لازم نیست داشته باشید. به طور مثال اگر داماد مقیم کانادا باشه، و حتی کار ، درآمد ، خانه و …. نداشته باشه هیچ گونه اشکالی نداره و به فایل شما صدمه نمیزنه

پس از انجام عقد رسمی لازم است که مدارک و شناسنامه ها و سند ازدواج شما ترجمه رسمی بشه. و در صورتیکه تاریخهای ازدواج شما در این شندها قبل از لند نمودن اسپانسر باشه پرونده دچار مشکل میشه

پس عزیزانی که قصد ازدواج دارند و یکی از آنها از قبل یک فایل مهاجرتی باز کرده حتما به این نکته توجه داشته باشند که مرحله عقد قانونی خودشون را بگزارند پس از لند کردن آن فردی که قرار است در آینده شما را اسپانسر کنه. در این مورد عجله به هیچ عنوان نکنید

خوب سایر مطالب را انشاء الله در پستهای آینده بیان خواهم کرد. مثل همیشه از شما خواهش می کنم که اگر نقطه نظر خاصی و یا همچنین هر سوال یا ابهامی دارید حتما بفرمائید

دست حق نگهدارتون

من و دلشوره هام-قسمت دوم

January 13, 2009

در ادامه مطالبم در پست قبل من ترجیح میدهم ابتدا در مورد مسئله اقتصادی بیشترتوضیح بدم. در واقع درد و دل کنم. ببینید در مورد مسئله مهاجرت به کانادا برای اعضای خانواده ها شرایط یکسان وجود ندارد. آقای خانواده مسئولیت تامین نیازهای مالی را بر عهده دارد و این یک ضرورت است. کار برای خانم خانواده جنبه اجبار ندارد. در این وضعیت طبیعتا ترس و نگرانی در مورد آقایان بیشتر است بخصوص افرادی مثل من که تا حدودی کار نسبتا خوبی داشتن و همیشه این ترس را دارند که در صورت از دست دادن این کار ، در کانادا کار دلخواه خودشون را بدست نیاوردند و خانواده از نظر مالی دچار بحران بشه. یکی از بزرگترین نگرانیهای من در مورد کانادا که باعث شده هنوز نتونم تصمیم بگیرم می خواهم چیکار کنم و کجا زندگی کنم همین موضوع بوده. خوشبختانه در خصوص مسئله مهاجرت همسرم خیلی باهام راه میاد و بهم سخت نمی گیره . خدا را شکر

الان دوباره قصد این را دارم که تو بهار دوباره برگردم کانادا، این دفعه تصمیم گرفتم که 3 سال بمونم و سیتیزن بشم. اون وقت با خیال راحت برگردم. وقتی داستان دوستای عزیزی مثل شانتیمس را میخونم که روزهای اول چقدر سخت بوده براشون ولی بالاخره موفق شدند و کار و زندگی خوبی پیدا کردند، روحیه میگیرم.

الان بزرگترین دلشورم کار است.

تو پستهای آینده در مورد اینکه برای مهاجرت به شیوه اسپانسرشیپ همسر چیکار کردم مفصل توضیح می دهم.

دست حق نگهدارتون

من و دلشوره هام – قسمت1

January 13, 2009

دوستان من فکر می کنم که جهت آشنائی بیشتر شما ، من خودم و خصوصیات شخصیم را بیشتر توضیح می دهم.

من ساکن تهران هستم. رشته تحصیلیم مهندسی هست. ازدواج کردم ولی هنوز بچه ندارم.حدود 9 سالی تجربه کاری دارم.تو ایران شغل نسبتا خوبی دارم. تو یک شرکت مهندسی مشغول به کار هستم. سال پیش برای اولین بار به کانادا رفتم، تورونتو. قبلش هم همسرم یک ماهی اونجا بود.

همانطور که در پستهای قبلیم توضیح دادم ، علت اصلی مهاجرت من به کانادا همسرم بود. چون قبل از ازدواج، خانواده همسرم اقدام به باز کردن فایل مهاجرتی نموده بودند. و من راستش با اکراه این موضوع را پذیرفتم.علت این موضوع هم 2 مسئله بود:

اول اینکه من به خانواده خودم خیلی دلبسته هستم و دوم مسائل اقتصادی.

ادامه در پست بعدی—–

یک خواهش از همه دوستان

January 13, 2009

با سلام به همه دوستان عزیزم و ممنون بابت پیامهای شما

من قبل از اینکه بخواهم مطلب را شروع کنم، 2 تا نکته را می خواهم خواهش کنم

اول اینکه دوستان عزیز در صورتیکه قصد مطرح کردن سوال یا نکته خواصی را دارند لطفا به صورت comment در سایت بفرستند. تعدادی از دوستان به صورت email برای من فرستاده بودند ولی چون اکثر سوالات دارای نکات مشترک فراوانی هست و شاید سوال دوستان دیگری هم باشد لطفا سوالات را در همین قسمت مطرح بفرمائید.

دوم اینکه در صورتیمه علاقه مند هستید من در مورد موضوع خاصی شروع به صحبت کنم ، لطفا پیشنهاد بفرمائید.

پیشاپیش سپاسگزارم

یک توضیح مختصر

January 12, 2009

دوستان عزیز

امروز پستی از جانب دوستی به اسم امیر دریافت کردم که تذکر بجائی داده بودند. لازم است که من اضافه کنم که ازدواج من با هدف گرفتن اقامت نبوده. در واقع در هنگام ازدواجم همانگونه که در پستهای قبل دیدید نگران موضوع مهاجرت بودم ولی از آنجائیکه واقعا همسرم را دوست داشتم ازدواج کردم و تصمیم گرفتن موضوع مهاجرت را یکجوری حل کنم . ولی خوب از اونجائیکه در هنگام ازدواج پرونده همسرم باز بود من هم مجبور شوم که برای گرفتن اقامت اقدام کنم. در غیر این صورت پرونده ایشون هم لطمه میخورد.

از همه عزیزان خواهش می کنم که با ارائه نظرات خودشون من را در بیان مطالب یاری کنند بخصوص افرادی که قصد تشکیل پرونده مهاجرتی و یا آغاز زندگی در کانادا را دارند

با سپاس